چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي
چه بغضها كه در گلو رسوب شد نيامدي
خليل آتشين سخن تبر به دوش بت شكن
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم . نه !
ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح ظهر نه ! غروب شد نيامدي
يا اباصالح ادركني
خواندني
نوشته شده توسط آرش
| ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۳۰:۵۴
| آرشيو نظرات (0)